ذبيح الله صفا

665

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

زين كهنه دفترى دو كه با او بمانده بود * آن نيز شد كنون همه در اصفهان گرو . . . . . . من بنده مدتيست كه بر درگَهِ شما * كردم ببندگى دل و چشم و روان گرو . . . بدين ترتيب پوربها شاعرى خود را در خراسان آغاز نمود و سپس راه آذربايجان و بغداد و اصفهان در پيش گرفت و مدتها آنجا ماند ولى معلوم نيست اواخر عمر را در كجا مىگذرانيده است . از جملهء حوادثى كه در ديوان پوربهاى جامى بدان بازمىخوريم داستان زلزلهء سخت نيشابور است بسال 666 هجرى و ويرانى نيشابور و تجديد بناى آن بامر اباقا بدست وزير خراسان يعنى وجيه الدين زنگى ابن عزّ الدين طاهر مستوفى در سال 669 . اشاره به اين واقعه را در يكى از قصايد پوربها كه در مدح خواجه وجيه الدين زنگى ساخته است ملاحظه مىكنيم . فصيح خوافى در كتاب خود ضمن اشاره بواقعهء مذكور اشعار پوربها را نيز دربارهء ويرانى نيشابور و تجديد بناى آن نقل كرده است . فصيح در حوادث سال 666 هجرى چنين نوشته است : « زلزله كه درين سال باز در نيشابور واقع شد چنانچه درين كرّت به تمام خراب شد كه از نيشابور به غير از اطلال نشان نماند و درين واقعه پوربهاء جامى قصيده‌يى گفته و اينجا چند بيت از آن آورده شد و الابيات هذه : ز زخم زلزله زير و زبر شدست چنانك * سماك زير سمك شد سمك فراز سما بجور و قهر برانداختش ز بن بنياد * بكلّ و جزو فرو ريختنش ز هم اجزا نهاده سر به زمين بىسجود مقصوره * مناره قامت خود بىركوع كرده دو تا كتابخانه نگون رسم مدرسه مدروس * خراب مسجد آدينه منبر اندروا گمان مبر كه ز نقصان او بُد اين نكبت * ز من بپرس اگر نيست باورت كه چرا چو حق عنايت بسيار داشت در حق او * نظر فگند بر احوال او به چشم رضا چو هيبت نظر و پرتو تجلّى او * به دو فتاد ز هيبت در اوفتاد ز پا نه از تجلّى او كوه طور پاره شدست * كليم چون بدعا خواست از خداى لقا »